تبلیغات
جبهه جهانی بیداری و مقاومت اسلامی - وقتی گمراهی و ضلالت مادر را هم به تنگ می آورد

جبهه جهانی بیداری و مقاومت اسلامی

تاریخ بشریت بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی است . امام خامنه ای

نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 6 اردیبهشت 93 09:52
 مهدی خزعلی به همراه محمد نوری زاد از زمان فتنه 88 فعالترین و مشهورترین چهره های دارای سایت و وبلاگ فتنه سبز و البته آزاد در داخل کشور هستند که هیچ محدوده و خط قرمز اخلاقی و انسانی نیز برای خود در قبال انحرافشان قائل نیستند و با دروغ و شانتاژ بازی درصدد القای اکاذیب خود به مخاطبین هستند . این یکی می گوید انقلابی بوده ام و یار رهبری ولی از اهالی جنبش سبز معذرت می خواهم و از گذشته خودم در انقلاب توبه می کنم ، آن یکی هم می گوید بسیجی بوده ام و جبهه رفته .
باری این هردو که بعضی در سلامت عقلشان تردید می کنند ، خطی نمی نویسند بدون دروغ و حرفی نمی زنند بدون تهمت تا شاید که بتوانند لرزشی بر پایه مستحکم اعتماد مردم به نظام جمهوری اسلامی بیندازند . از مصاحبه و روبروی دوربین قرار گرفتن هیچ رسانه ای هم ابا ندارند . مثلا برخی اختصاصا فقط روبروی دوربین بی بی سی می نشینند و هیچ وقت روبروی دوربین صدای آمریکا قرار نمی گیرند و برخی دیگر بر عکس ، اما این دو برایشان بی بی سی و صدای آمریکا و اسرائیل و بهائی و ... برایشان فرقی نمی کند و هرکسی می تواند به بهای اندکی و به راحتی آنها را در خدمت بگیرد .

http://s5.picofile.com/file/8121325518/%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8.jpg

اما اینکه چه چیز بهانه شد تا شنبه اول هفته را یادی از این 2 خائن وطن فروش نمایم ، ماجراهای اخیر مهدی خزعلی بعد از مصاحبه پدربزرگوارش حضرت آیت الله ابوالقاسم خزعلی با صدا و سیما می باشد .

رذالت های اخلاقی مهدی خزعلی تا جائی است که بارها پدر و مادر  ایشان که افتخار شهادت پسرشان حسین را هم دارند از او اعلام برائت کرده اند  و اخیرا مجددا مادر بزرگوار ایشان در پی دروغ پردازی های مداوم این فرزند  در مصاحبه ای می گوید به خدا از دست او و دروغهایش خسته شده ام .
اما ماجرای این ناراحتی و خستگی این بار مادر از کجا شروع شد ؟
در جمعه 16 اسفندماه  92 صدا و سیما در برنامه شناسنامه مصاحبه ای با آیت الله خرعلی انجام دادند که آقای خزعلی به خاطراتی از خود اشاره نمودند . یکی از سئوالات مجری برنامه از آیت الله در مورد فرزند ایشان مهدی خزعلی بود که ایشان اینگونه جواب دادند :

حیفم می‌آید پسرم به جهنم برود

وی در مورد عملکرد مهدی خزعلی هم اظهار داشت: مهدی می‌گفت من می‌خواهم با مخالفین اسلام مبارزه کنم، من هم می گفتم یکی از مخالفین اسلام همان کسی است که از شما پشتیبانی می‌کند، چرا او را مذمت نمی‌کنید؟ در نهایت هم از او خواستم به منزل من نیاید. من حاضرم بدنم را قطعه قطعه کنند اما دین از دست نرود به همین دلیل هم به مهدی گفتم راهی به منزل ما ندارد البته هنوز هم او را دعا می کنم و از خدا می خواهم پسر گمراه من را به سمت هدایت ترغیب نماید. حیفم می آید او به جهنم برود.

خزعلی در پاسخ به این سوال که آیا از فرزندان دیگر خود رضایت دارید، گفت: بله، علیرضا را خیلی دوست دارم و برایش دعا می کنم.

وی در مورد وضعیت کنونی حوزه های علمیه گفت: در حوزه های علمیه افراد برجسته‌ای حضور دارند که بهتر از سابق عمل می‌کنند و به خوبی افکار مردم را می‌خوانند و به نیازهای مردم جواب می دهند

چند روز بعد از این مصاحبه برخی سایت ها خبر از اعتراض مهدی خزعلی به پدر دادند که چرا بر علیه من مصاحبه کرده ای و مهدی خزعلی با تکدیب این خبر اقدام به انتشار مطالبی نمود و از فشار حکومت بر پدر و مادر برای اعلام برائت از ایشان اینگونه خبرداد

...................................... پاسخ من:
جمعه 16 اسفند ماه مصاحبه پدر با خبرنگار معلوم الحال مزدوری که معرف خاص و عام است از شبکه 3 سیما منتشر شد! همه از اهداف برنامه های "دیروز، امروز ، فردا" و " شناسنامه" و وابستگی مجری به نهادهای نظامی امنیتی آگاهند.
اینها پس از مدت ها پیگیری از طریق برادر دبی نشین (علیرضا) موفق می شوند که قراری با پدر پیر من بگذارند، و پدر را که سال پر رنج و الم و بیماری را پشت سر گذارده و مدت مدیدی است از عرصه سیاسی کشور کناره گرفته است، را در خانه با حال نزار در برابر دوربین می نشانند، بهانه مصاحبه شناسنامه انقلاب و خاطرات انقلاب بود، اما هدف فقط همان چیزی بود که روز شنبه گوشواره روزنامه جوان (ارگان سپاه پاسداران) شد و برای پوشاندن دروغ های قبلی تسنیم نیوز(ارگان معاونت فرهنگی سپاه) علیه اینجانب بود، نزدیک به دوساعت مصاحبه، برای سئوال آخر و تخریب فرزند طراحی شد!
یک هفته بعد، مصاحبه - با سانسور فراوان - از سیمای ضرغامی پخش شد، همان شب، همه خانواده از پخش مصاحبه - بای نحو کان - ناراضی بودند...!
پدر نیز بسیار آزرده خاطر که بنا نبود مصاحبه پخش شود و بنا نبود خبرنگار از مسائل خانوادگی و فرزندان سئوال کند و من قول گرفته بودم که مصاحبه را برای حذف و اصلاح بیاورند و خلاف قول عمل کردند.
حتی برادر دبی نشین - که تمام هم و غم خود را برای حبس من به کار برده بود و هر روز با بازجوی من جیک و پیک داشت - نیز از نتیجه مصاحبه و خلف وعده خبرنگار عصبانی بود...!، آخر نظر سنجی افکار عمومی خلاف آن چیزی را نشان می داد که مقصد و مطلوب او بود!
آن همشیره ذوب در ولایت - که حاضر است مرا جلوی پای ولیش قربانی کند- نیز می گوید:" من با خبرنگار (محمد حسین رنجبران) صحبت کردم و بنا نبود منتشر شود تا اصلاحات صورت گیرد!"
آن خواهر دیگر می گوید:" برای تو که بد نشد، بهترین تبلیغ برای تو بود! "
نهایتاً متن شکوائیه ای را پدر برای آقای ضرغامی تنظیم نمودند و با دفتر آقای ضرغامی تماس گرفته شد برای پیگیری این شکایت، مجری (محمد حسین رنجبران) خود را سراسیمه به منزل پدر می رساند و عذرخواهی می کند، می گوید:" نان مرا آجر نکنید، آنها مرا اخراج می کنند، قول می دهم که جلوی پخش گرفته شود!"
مراتب توسط مادر آزرده به اطلاع من رسید، عرض کردم:" اینها سیاست معاویه است، کید عمرعاص است، در خفا ابوموسی اشعری را می فریبند و بر فراز منبر (صدا و سیما) کار خود را می کنند، اگر راست می گویند در همان رسانه که خطا کردند عذرخواهی کنند. اگر نمی کنند لازم است مراتب را پدر طی بیانیه ای اعلام کنند، که مادر با پدر صحبت کردند و قرار شد، بیانیه تنظیم تا در سایت ها منتشر شود.

البته کار به اینجا که رسید، علیرضا سراسیمه از دبی آمد و برای پدر و مادر بلیط دبی تهیه کرد و هر دو را از دسترس خارج کرد تا آبها از آسیاب بیافتد.
فعلاً پدر و مادر دبی هستند و موبایل هم خاموش است.
نمی دانم نامه ای که توسط برادران تنظیم و به تایید پدر رسید و پدر و مادر قول دادند منتشر شود کجاست، شاید در جیب آقا علیرضاست؟!
علی ای حال، خبر بالا کذب است، اعتراض شدید از جانب من نبود، بلکه اعتراض حضرت آیت الله بود و اعتذار مجری مزدور! و من نیز فردای آن روز هرگز به منزل پدر نرفتم و اولین باری که به خانه پدر رفتم 10 روز پس از مصاحبه بود و بعد از غلط کردم های مجری...!

البته من جوابیه بلند بالایی تقدیم پدر کردم که به امر معظم له منتشر نشد تا خودشان جبران مافات فرمایند، هنوز منتظر جبرانم، قرار بود تا هفته گذشته بیانیه جبرانی منتشر شود!
و صد البته جوابیه من، مثل همیشه، در عین ادب و احترام فرزند نسبت به پدر، فقط یادآوری بعضی مسائل محرمانه سیاسی است که احتمال دادم به دلیل کبر سن از حافظه معظم له به فراموشخانه رفته باشد.
از معتمدینی که به عنوان وصیت این جوابیه را در اختیار دارند، می خواهم که بگذارند در صندوقچه اسرار بماند و تا هستم منتشر نشود...!
مهدی خزعلی
1393/1/3

و مجددا در 26 فروردین 93 با انتشار مطلبی  از فشارها و برخی مسائل خانوادگی خبر داد :

این روزها علیرضا از دبی آمده و پدر تحت فشار است که از فرزند آخرش سمیر نیز اعلام برائت نماید، این در حالی است که پدر ته تغاری را خیلی دوست دارد و نام هنری سمیر را پدر برای او در  اولین آلبومش (ناخدای عشق) انتخاب نمود.

حال حضرت آیت الله را در تنگنا قرار داده اند که از فرزندش اعلام برائت نماید، حتی متن اعلام بیزاری را تهیه کرده اند تا معظم له امضا نماید!

این فشارها موجب آزردگی و تشدید بیماری پدر و مادر شده است، مسئولیت عواقب این تحریکات و فشارها بر سلامتی حضرت آیت الله بر گردن این برادر و خواهر همراه اوست  و فردا باید پاسخگوی همه فرزندان و نوادگان باشند.

قبلاً نیز علیرضا اسائه ادبی نسبت به برادر بزرگتر- که روحانی و معاون بنیاد غدیر است - نیز داشته که موجب آزردگی خاطر معظم له شده است،  باید برای این تحمیل و فشارها چاره ای اندیشید، جان پدر در خطر است!

1393/1/26

مهدی خزعلی

این موارد و نسبت هائی که مهدی خزعلی به آن اشاره می نمود ، موجب تماس خبرنگار سایت تریبون مستضعفین با همسر آیت الله خزعلی گردید که این بانوی بزرگوار و ام الشهید اینگونه جواب دادند :

همسر آیت الله خزعلی ضمن تکذیب ایجاد فشار از ناحیه فرزندانشان که منجر به بیماری شده باشد گفت: مهدی در مورد همه دروغ می‌گوید و جدیدا در مورد پدرش و من هم دروغ می‌گوید. او گفته که از دست خواهر و برادرش علیرضا ما تحت فشار هستیم و مریض شده ایم در حالی که نه ما مریض هستیم و نه تحت فشار، این دخترم که مهدی مدعی شده مرا تحت فشار قرار می‌دهد و این امر موجب بیماریم شده است کارهای گذرنامه و بلیط را درست کرده است و ان شا الله  با هم عازم عتبات هستیم.

هر چه هم نصیحتش می‌کنم و تلفن می زنم و صحبت می‌کنم که این دروغ‌ها را ننویس. هر چه به او التماس می‌کنم چه الان چه هنگامی که در زندان بود ولی اثری ندارد. ایشان برنامه اش این شده که می‌خواهد سر و صدا کند. از دست او خسته شده‌ام خدا شاهد است که از دست او خسته شدم.

همسر آیت‌اله خزعلی با تاکید بر سلامت خود گفت:من الحمدلله خوبم و  نه مریضم و نه تحت فشار. هیچ گرفتاری خاصی هم ندارم و تنها گرفتاریم همین بچه هست که با دروغ‌هایش همه چیز به بهم می‌ریزد از شوهر خواهر و خواهر تا پدرش به همه بد و بیراه می‌گوید و تهمت می‌زند. چیزهایی را با خودش فکر میکند و متوهم می‌شود و آن‌ها را می‌نویسد و در اینترنت می‌گذارد.مثلا وقتی رفتیم دبی به پسرمان سر بزنیم و ده روزی آن‌جا بودیم و برگشتیم حالا او به دروغ می‌نویسد که با فشار ما را برده است که ما در دسترس نباشیم. عادت کرده است که دروغ بگوید در حالی که این ها همه به ضرر خودش است اگر این دروغ ها را نمی‌گفت تا حالا پرونده اش تمام شده بود و آزاد شده بود.این ها تنها پرونده ش را سنگین میکند قانون و دولت که چشم هایش را نمی تواند ببیند.

مادر مهدی خزعلی که وی اکنون با کفالت ایشان آزاد است در خصوص رفتار مهدی به مکالمه تلفنی‌اش در روز میلاد حضرت زهرا اشاره کرد و گفت: این بچه هام همه شان خوب و مهربانند همه شان روز مادر آمده اند دیدن من و تبریک گفته اند ولی ایشان تلفن زده است و بد و بیراه گفت به جای اینکه تبریک بگوید.

ایشان با ابراز ناراحتی از آخرین یادداشت های پسرش که در سایت شخصی‌اش منتشر کرده گفت: حرفهایش را پرینت گرفته اند و برایم آوردند وقتی خواندم که این چیزها را نوشته است به قول معروف شاخ‌هامون درامد تا صبح خوابم نبرد که اینها چیست که او نوشته است. ایشان حرفهایی که میزند در مورد همه می‌گوید و دروغ هم می‌گوید ولی جوری می‌گوید که ثابت کند راست است.

----------------------

آری ، چرا باید آنقدر در گمراهی خود و به صورت علنی اصرار بورزیم تا پدر و مادر که فرزندشان را از جان بیشتر دوست می دارند ، به خاطر مصالحی بالاتر که همان پایداری نظام مقدس و مطهر به خون شهدای جمهوری اسلامی است ، مجبور به مقابله با آن فرزند شوند . هر چند سابقه این فرد نشان داده که طی روزهای آینده و با اصرار و لجاجت بر همان گمراهی از مقابله با مادر گرامی خود کوتاه نخواهند آمد ، همانطور که در نامه 3-1-93 پدر را تهدید به انتشار نامه خصوصیش به او کرده بود و چون پدر گرامی حاضر به تسلیم در برابر خواسته نامشروع او نشد ، نامه را که حاوی تحریفاتی در خاطرات آیت الله است منتشر نمود و بنده به دلیل آنکه هنوز جواب و یا شرحی بر آن نامه از سوی آیت الله ندیده ام از بازنشر آن نامه معذورم ، که اگر مصاحبه مادر هم نبود از نشر همین دو نامه هم خودداری می کردم .

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا - آمین


 


جستجو در وبلاگ
درباره من
جبهه جهانی بیداری و مقاومت اسلامی
الجبهة العالمیه الصحوة و المقاومة الإسلامیة
World Front Awakening and Islamic resistance
دوستان
لینک های مفید
فروشگاه مجله و کتاب الکترونیکی کیوسک 724
گالری والپیپر و عکس پس زمینه والپیپرهای ایرانی
قالب های حرفه ای وبلاگ
مجله تفریحی سرگرمی جزیره نشین
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :