تبلیغات
جبهه جهانی بیداری و مقاومت اسلامی - مطالب عباس جندقیان

جبهه جهانی بیداری و مقاومت اسلامی

تاریخ بشریت بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی است . امام خامنه ای

نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 2 خرداد 92 12:04
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ.
سوره : فصلت آیه : 30

ترجمه بهرام پور
بی ‏گمان، كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ایستادگى كردند، فرشتگان بر آنها نازل مى‏ شوند كه بیم مدارید و غمگین مباشید و مژده باد شما را به بهشتى كه وعده داده مى‏ شدید .

---------------------------------------------------------------------------------

بسیاری با انقلاب بودند ، برای انقلاب هزینه کردند و با انقلاب ماندند و خواهند ماند

برخی با انقلاب بودند و با اهدای  جان و مال برای ابد این عهد را جاودانه کردند

برخی با انقلاب بودیم و هستیم ولی از فردای خود خبر نداریم که خدا عاقبتمان را به خیر کند

برخی با انقلاب بودند ، با انقلاب ماندند ولی طاقت نیاورده و  دیگر نیستند و نماندند

برخی با انقلاب نبودند ، با انقلاب شدند و ماندند و هستند

برخی با انقلاب نبودند ، با انقلاب شدند ولی نماندند و رفتند

برخی با انقلاب نبودند ، نیستند و نخواهند بود ، با دلایلی برای خود

برخی با انقلاب نبودند ، برای منافع شخصی و سود جوئی با انقلاب شدند و با انقلاب ماندند و هنوز هم  به سودجوئی ادامه می دهند

برخی با انقلاب نبودند ، برای منافع شخصی و سودجوئی با انقلاب شدند وقتی سود و منافعاشان تامین نشد ، رفتند و نماندند

برخی .....


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 1 خرداد 92 18:59
نیت خوانی کاری بسیار مشکل و در برخی مواقع ناممکن و برخی نیز گویند نیت خوانی و سئوال از چرائی برخی رفتارها و اعمال افراد کاری شایسته و اخلاقی نیست .
نیت خوانی از رفتار خاص یک فرد زمانی بسیار سخت می شود که آن فرد به هیچ وجه حاضر نباشد کوچک ترین سرنخی از آن بدهد .
 این که 7 یا 8 جلد کتاب خاطرات است ، شخصی اگر 100 جلد هم کتاب خاطرات روزانه خود را منتشر نماید ، و  نخواهد دلیل و ریشه  برخی سخن ها و رفتارهای سیاسی خود را برای عموم بیان کند ، همگان شاید به همان ظاهر رفتار اکتفا نمایند و چیز بیشتری دستشان را نگیرد .
به تمام مقدسات قسم  آقای هاشمی رفسنجانی بهتر از هرکس دیگری می دانست و می داند که میدان پر مخاطره ، نفس گیر و طاقت فرسای ریاست جمهوری ، برای کسی که در روز چند ساعت محدود بیشتر  نمی تواند از منزل خارج و به دفترش بیاید و بایستی در پی هر فعالیت چند دقیقه ای استراحتی نماید ، ناممکن است . توانائی جسمی فعلی آقای هاشمی حتی برای منصب ریاست جمهوری قبل از سال 68 و بازنگری قانون اساسی که رئیس جمهور نقش چندان فعال و پررنگی نداشت و همه کاره و رئیس دولت ، نخست وزیر بود ، نیز مناسب نیست ، چه برسد به وضعیت فعلی نقش ریاست جمهوری .
آقای هاشمی به عنوان فردی که بسیاری از مناصب سیاسی و اجرائی را تجربه کرده ، می داند فعالیت 20 ساعت از 24 ساعت در روز یعنی چه .
پس چرا او نامزد شد ؟ آیا واقعا به احراز این سمت فکر می کرد ؟ آیا ....
از جواب های شنیدنی آقای هاشمی در مورد آمدنش این بوده که برای مردم آمدم .
جوابی که در تناقض با رفتار سیاسی 8 ساله ایشان است . ایشان در 8 سال گذشته لحظه ای از مخالفت با شخصی که دو دوره و با رای بالای اکثریت همین مردم انتخاب شده بود غفلت نکرد . پس به طور قطع و یقین جواب آقای هاشمی نمی تواند جواب قانع کننده ای باشد و البته برای رفع این ابهام بایستی از آقای هاشمی سئوال شود ، منظور شما از مردم چه کسانی هستند ؟
پس آقای هاشمی برای چه آمد ؟
چند روز آینده و واکنش ها و موضع گیری های افراد و شخصیت های سیاسی و عموم مردم در خصوص احراز نشدن صلاحیت ایشان ، شاید راهی باشد برای یافتن جواب این سئوال و اگر من هم به نتیجه منطقی و مستدلی رسیدم بیان خواهم نمود . ولی فعلا این دو نامه زیر را مطالعه کنید . آیا موضوعی در این رابطه دستگیر شما می شود ؟




نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 28 اردیبهشت 92 14:03
انتخاباتِ امسال اهمیت مضاعف دارد و به یك موضوع مهم بین‌المللى تبدیل شده است؛ این را بدانید. دستگاههاى فكرى دشمنان - به قول خودشان، اتاقهاى فكر - نشسته‌اند رصد میكنند مقدمات این انتخابات را، این حادثه‌ى بزرگ را؛ دارند نگاه میكنند؛ نقشه هم دارند، هدف هم دارند. هدف جبهه‌ى دشمنان شما، نقطه‌ى مقابل هدف شما است.   ۱۳۹۲/۲/۲۵



http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22585/C/13920227_0122585.jpg

پوستر در سایز بزرگتر اینجا


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 26 اردیبهشت 92 08:17
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22569/C/13920225_0122569.jpg

برای دریافت پوستر با سایز 2363 × 3544  اینجا  کلیک کنید


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 25 اردیبهشت 92 19:11
امام خامنه ای - 25-2-92 :
((كسانى امیدوار بودند جوانهاى ما را از دین جدا كنند؛ طمع داشتند جوانهاى ما را سرگرم شهوات زندگى، مادیگرى و امثال اینها كنند؛ اشتباه كردند. امروز عرصه‌ى جوانى ما، طبقه‌ى جوانان ما، از لحاظ كمیت و كیفیت، نسبتشان از مسن‌ترها اگر بیشتر نباشد، كمتر نیست. جوانهاى مؤمنِ امروز ما و كسانى كه دل در گرو انقلاب دارند، كه نه امام را دیدند، نه انقلاب را درك كردند، نه دوران دفاع مقدس را دیدند، انگیزه‌شان، همتشان از جوانهاى دوره‌ى دفاع مقدس بیشتر نباشد، كمتر نیست؛ این را بنده از روى علم و اطلاع عرض میكنم؛ تحلیل نیست، حدس نیست. كارهاى بزرگى كه امروز جوانهاى ما در عرصه‌ى ملى و در بخشهاى گوناگون دارند انجام میدهند، گاهى زحمتش، فشارش، حتّى خطرش، بیشتر از آن كارى است كه در دوران دفاع مقدس انجام میدادند، یا باید انجام میدادند. این روحیه را باید حفظ كرد.))


http://s4.picofile.com/file/7764667739/92_2_25_.jpeg



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 22 اردیبهشت 92 22:20
احمدی نژاد چیز دیگری بود ولی خیلی ها آمده اند تا شاید بعد از ایشان به عنوان یازدهمین رئیس جمهور ایران اسلامی برگزیده شوند  . برخی آمده اند کشور را از بحران خود ساخته اشان نجات دهند ، برخی می گویند آمده ایم فرهنگ بسیجی را حاکم کنیم ، برخی می گویند می خواهیم ایران را به اوج برسانیم ، برخی آمده اند ریشه احمدی نژادی گری را برکنند و خلاصه آمده اند .
اولین، سخت ترین  و دردناکترین اشتباه استراتژیک دکتر احمدی نژاد در طول 8 سال گذشته و در روزهای پایانی عمر 2 دولت پر برکت ایشان در روز ثبت نام داوطلبین  اتفاق افتاد . ما دوست داشتیم آقای احمدی نژاد به شیوه ای دیگر ، برای ادامه فعالیت های سیاسی آینده برنامه ریزی می کرد . در این روزها دوستی و علاقه ایشان به آقای مشائی با 8 سال گذشته بسیار متفاوت است . در آن 8 سال هیچ عذر و حرجی بابت این علاقه به ایشان وارد نبود ، هر چند بسیاری این دوستی را بهانه کردند و در این چندسال ناجوانمردانه بر ایشان تاختند و فضای سیاسی جامعه را با هوا پرستی و قدرت طلبی خود ، آلوده به هرگونه انگی نمودند . دکتر احمدی نژاد و منش ایشان که به عنوان یک جریان شناخته می شود و عبارت است از ساده زیستی حاکمان ، مبارزه با اشرافیت و تجمل پرستی مسئولین ، علاقه به مردم سرزمین و کشور ، توجه ویژه به اقشار ضعیف  و کمتر بهره مند جامعه ، شجاعت در رویاروئی با قلدران جهانی  برای همیشه در تاریخ و خاطره منصفان ایران و جهان خواهد ماند .
ای کاش همین یک روز هم جور دیگری اتفاق می افتاد . اما در این روز یک اتفاق خوب و خجسته هم روی داد و آن هم آمدن کسی بود که خیلی ها برای آمدنش دعا کردند .
باری با آرزوی تحقق حماسه سیاسی مورد انتظار امام خامنه ای ، سلامتی و عزت دکتر محمود احمدی نژاد را خواهانم .

http://s4.picofile.com/file/7761045371/KANDID1.jpg

خوش آمدی ، که خوبی های دکتر احمدی نژاد در تو هویداست

http://s4.picofile.com/file/7761044836/%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C.jpg


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 20 فروردین 92 21:41
فردا شب

یادواره شهید رضا شمس آبادی


زمان: چهارشنبه 1392/1/21 ساعت 20:30 رسمی

مكان: آران و بیدگل -  مسجد اعظم محقق بیدگل

سخنران: سردار مرتضی صفاری ریاست دانشگاه امام حسین علیه السلام



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 22 اسفند 91 17:10
حالا پانزده روز است فک او بسته است ، نمی تواند حرف بزند . بچه آباده شیراز است و مثل خودم بسیجی . ده سیزده سال بیشتر ندارد . در همین عملیات (رمضان) جزء نیروی پیاده ، موقع شکستن خط ، پنج شش تیر کالیبر تو شکم و پا و فکش خورده بود و مچ دستش هم به یک تکه استخوان بند بود . زبانش پاره شده بود و نمی توانست حرف بزند . یک لوله از چاک لب ، به دهانش برده بودند و از آن تغذیه اش می کردند . دکتر هم هر روز می آمد بالای سرش و معاینه اش می کرد . یک روز دکتر بهش گفت : چندروز دیگه فکت رو باز می کنیم ، باید حرف بزنی .
و امروز برای اولین بار دکتر آمد و به او گفت : امروز می خوام فکت را باز کنم ، برا من حرف بزنی تا کیف کنم .
تا فکش را باز کرد که حرف بزند ، دکتر گفت : خب ، حالا می تونی حرف بزنی .
او بلافاصله گفت : خب که شدم ، دوباره می رم جبهه .
دکتر خیره نگاهش کرد و اشک در چشم هایش حلقه زد .

-------------------------------------------
بخشی از کتاب شاهد معبرها - روایتی از خاطرات مرتضی علیجانی یکی از فرماندهان واحد تخریب لشکر چهارده حضرت امام حسین علیه السلام





نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 20 اسفند 91 10:57
چپی و راستی ، فتنه گر و انحرافی ، هر کدام وبلاگ و سایتی داشته اند و دشمنی هم با احمدی نژاد داشته اند ، در این چندسال گذشته روز و شب نداشته اند از این که چگونه حمله کنند ؟ چطوری حمله کنند ؟ و در این میان ربودن گوی سبقت از یگدیگر ، امتیازی بود برایشان با اجر دنیوی و اخروی . نوع ، کیفیت ، میزان و صحت و سقم  و اعتبار سوژه خیلی مهم نبوده ، فقط ضربه ای باشد ، کفایت می کند .
استفاده از تصاویر مجعول همین چند روز گذشته تازه ترین حکایت از این نوع بود . از روزنامه دیلی تگراف (منبع) و بی بی سی گرفته ، تا سایت های حامی قالیباف و لاریجانی و خاتمی و مطهری و توکلی و ...... همه با ذوق و شوق در این دو روز برای خودشان خوش بودند که نابود کردیم احمدی نژاد را با این عکس ها .
و وقتی که افتضاح جعلی بودن آنها مشخص شد ، گفتند معذرت می خواهیم . و خلاص و همین بس .
نکته قابل توجه در رفتار دشمنان خونی احمدی نژاد ، ادعای اخلاق مداری ، قانون گرائی و انسانیت است که چیزی نیست جز ریا و فریبکاری .

پایگاه خبری صراط نیوز، که تصویر فوق را به نقل از سایت پارس به عنوان "عکس/دختر چاوز در آغوش احمدی نژاد" منتشر کرده بود،بدین وسیله از رئیس جمهور محترم و مخاطبان گرامی پوزش می طلبد.


منبع : صراط نیوز - کلیک کنید


سایت انتخاب :

اثبات جعلی و فتوشاپ بودن مصافحه‎ی احمدی‎نژاد با مادر چاوز + سند و تصویر / پوزش از جناب احمدی نژاد - کلیک کنید

قابل ذکر است، خبر "... و باز هم ساختار شکنی "نامتعارف" احمدی نژاد" با توجه به قطعیت جعل این تصویر، از ستون اخبار ویژه «انتخاب» حذف شده است.


----------------
قابل توجه است ، حتی در صورت صحت عکس آقای احمدی نژاد و مادر چاوز ، کاملا مشخص است که آقای احمدی نژاد مانند همیشه در رویاروئی با خانم های مخاطب خارجی ، کف دو دستش را جلو صورت گرفته و این مادر چاوز است که در یک لحظه دستان آقای احمدی نژاد را در دستان خود می گیرد . نه آغوش باز کردنی در کار بوده و نه دراز کردن دستی به سوی نامحرم .


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 19 اسفند 91 22:40
سخنان استاد شهید مطهری:

و الله و بالله ما در برابر این قضیه‏ مسئولیم، به خدا قسم مسئولیت داریم، به خدا قسم ما غافل هستیم
.
و الله قضیه‏ای که دل پیغمبر اکرم (ص) را امروز خون کرده است، این قضیه است، داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است. ... اگر می‏خواهیم به عزاداری حسین بن علی (ع) ارزش‏ بدهیم، باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی (ع) امروز بود و خودش می‏گفت برای‏ من عزاداری کنید، می‏گفت چه شعاری بدهید؟ آیا می‏گفت بخوانید «نوجوان اکبر من» یا می‏گفت بگویید «زینب مضطرم الوداع، الوداع؟!»
اگر حسین بن‏ علی (ع) بود می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز تو باید فلسطین باشد؛ شمر امروز موشه دایان است، شمر هزار و سیصد سال پیش مُرد، شمر امروز را بشناس. امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان بخورد. ... به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانیم، خودمان را شیعه علی بن ابی‌طالب بخوانیم.
آیا ما وظیفه نداریم که کمک مالی به آن‌ها بکنیم؟ آیا این‌ها مسلمان‏ نیستند، ... «فضل‌الله المجاهدین باموالهم و انفسهم»، ... و الله این انفاق واجب است، مثل نمازخواندن و روزه گرفتن واجب است.
پیغمبر (ص) فرمود «هر کس بشنود صدای مسلمانی را که فریاد می‏کند یاللمسلمین مسلمانان به‏ فریاد من برسید و او را کمک نکند، دیگر مسلمان نیست، من او را مسلمان نمی‏دانم.»
مردم بیدار آن مردمی هستند که فرصت شناس باشند، درد شناس باشند، حقایق شناس باشند.
مراجع تقلید بزرگی مثل آیت‌الله حکیم و دیگران رسماً فتوا داده‏اند که کسی که در آنجا کشته می‏شود، اگر نماز هم نخواند شهید در راه خداست.


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 18 اسفند 91 00:34

سخنان هوگو چاوز در شبکه دولتی ونزوئلا؛ (در حضور محمود عباس خائن):

“”برای ما مسیحیان واقعی، قدس، سرزمین مقدس است. … دو سه روز پیش که با احمدی نژاد، مرور می کردیم، همانگونه که آموزه های قرآنی می گوید؛ اینها برخواهند گشت!”
“یک روز عیسی در حالیکه دست مهدی؛ امام دوازدهم را گرفته است می آید، و در آن روز، صلح همه جهان را فراخواهد گرفت.”
“ما به مهدی و عیسی می گوییم زود بیایید! زود بیایید! بیایند” (بغض چاوز) سریع بیایند! (تشویق حضار)

“به راستی چه خطراتی این دنیا را فرا گرفته است! ان شاء الله دنیای جدید متولد شود! امروز تمام دشمنان زمان ها و مکان ها در نوار غزه جمع شده اند. من اعتقاد دارم که ختم تمام جنگهای تاریخ و زمان و زمین، همین جنگی است که در نوار غزه است. ما برای صلح در فلسطین می جنگیم؛ جنگیدن برای فلسطین، به نفع ما و همه مردم آمریکای لاتین است.”


                                                                              

[http://www.aparat.com/v/a2IgW]









نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 15 اسفند 91 18:05
http://s2.picofile.com/file/7680047311/ta1.jpg

http://s1.picofile.com/file/7680038488/ta2.jpg


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 7 اسفند 91 11:21

ویدیوی "مستند چند روزه مانده تا 8 سال - قسمت اول" به علت ایجاد تنش و التهاب سیاسی در سایت ،از طرف تیم مدیریت آپارات حذف گردید .

این پیامی است که از طرف مدیریت سایت آپارات برای من ارسال شده . سایت آپارات که یکی از یوتیوب های ایرانی است ، فایل های تصویری را آپلود و نمایش می دهد .
نمی دانم چه شیر پاک خورده ای ، از یک روایت مختصر و ساده 8 ساله تاریخ سیاسی کشور که هیچ تحلیل خاص سیاسی هم در آن ارائه نشده ، برداشت ایجاد تنش و التهاب سیاسی نموده و به آپارات گزارش کرده .
بگذریم .
این مستند 17 دقیقه ای را در سه قسمت برای دانلود گذاشته ام .



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 5 اسفند 91 14:09
دکتر محمود احمدی نژاد چگونه موفق به پیروزی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری گردید ؟ چرا یک دولت انقلابی و مردمی با انبوهی مخالفت از سوی اصولگرایان واقع شد ؟ قسمت اول این مستند با اشاره ای به انتخابات سال 76 و پیروزی اصلاح طلبان شروع شده و ضمن بیان مختصر دلایل افول محبوبیت اصلاح طلبان و ظهور ائتلاف آباد گران ، با انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری پایان می گیرد .
قسمت اول حدود یک هفته کار مداوم برده و قسمت دوم اگر خدا بخواهد و عمری باقی باشد تا حدود یک ماه دیگر ، با موضوع فراز و نشیب ها و چالش ها و حاشیه های دولت نهم و دهم و نظرات امام خامنه ای در هر کدام از این مقاطع ، ارائه خواهد شد .
اطلاعاتی که این مستند ارائه می دهد ، همان اطلاعاتی است که از سالهای گذشته بسیاری از شما از طریق نشریات و سایت ها دارید و فقط من یک بازخوانی همراه با صدا و تصویر روی این اطلاعات انجام داده ام .
کارگردان ، نویسنده ، گوینده و تدوینگر این مستند یک نفر است و آن هم غیر حرفه ای پس انتظار زیادی از حرفه ای گری در این مستند را نداشته باشید .
فیلم با کیفیت بهتر برای دانلود را در چند روز آینده خواهم آورد .

[http://www.aparat.com/v/nCJLZ]



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 1 اسفند 91 18:54
وقتی در دی ماه سال 85 دو نماینده اصول گرای مجلس هفتم ، اقدام به پخش فیلمی در فضای وب کرده و تیتر آن را   مشائی در جلسه رقص ترکیه  ، انتخاب نمودند ، هنوز کسی نمی دانست که چه دشمنان سرسختی در جبهه دوستان به اصطلاح اصول گرای احمدی نژاد وجود دارند .
عماد افروغ و سعید ابوطالب دو نماینده دخیل در انتشار فیلم ، در سالهای بعد کوچکترین حرکات رییس جمهور را رصد کردند و مرتب دم از اخلاق زدند و هیچوقت به بی اخلاقی خود در جریان آن فیلم اشاره نکردند و در جریان انتخابات سال 88 ستاد اصول گرایان حامی موسوی را با شعار هرکس به جز احمدی نژاد راه اندازی نمودند و از آن زمان ، اسفندیار رحیم مشائی به عنوان قابل اعتمادترین فرد آقای احمدی نژاد ، شد پاشنه آشیل رئیس جمهور .
سهم خواهی های نا به جا و ناحق ، حسادت ، ترس از اجرای عدالت ، غوطه وری در فرهنگ اشرافیت ، سادگی سیاسی ، هراس از آینده سیاسی ، نفوذ ساکتین فتنه ، بسیاری از سران جریان اصول گرائی را بدون در نظر گرفتن اینکه پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری باعث سربلند کردن آنها در فضای سیاسی بعد از 8 سال جریان اصلاحات شده و در واقع انها را زنده کرده ،به فکر بیرون انداختن تدریجی احمدی نژاد از فضای سیاسی اصول گرائی شدند . آنها خود را سران جریان اصول گرائی می دانستند و نمی توانستند شاهد قرارگیری اکثریت مردم انقلابی در صفی غیر از صف خود باشند .
 احمدی نژاد که با چند شاخص از جمله ولایت پذیری ، عدالت خواهی و انقلابی گری شناخته شده و رای آورده بود ، خدشه دار شدن هر یک از این شاخص ها می توانست ، از محبوبیت عمومی ایشان کاسته و اقبال مردم را از او به طرف مخالفان اصول گرایش سوق دهد .
در این میان شاخص ولایت پذیری ، حساسترین نقطه برای ضربه زدن به ایشان بود .
رقیبان اصولگرای آقای احمدی نژاد در سه سطح و با روش های مختلف اقدام به ترویج ذهنیتی نمودند که احمدی نژاد از ولایت فاصله گرفته و حتی اینکه اصلا از روز اول احمدی نژاد ، ولایت پذیر نبوده است .
 سطح اول : القای دروغین عدم و لایت پذیری احمدی نژاد در بین مردم حامی .
سطح دوم : دور نمودن احمدی نژاد از رهبری انقلاب.
سطح سوم : ایجاد فضائی که منجر به ابراز ناخشنودی علنی رهبری از احمدی نژاد گردد .
موفقیت در هر یک از سطوح ، فارغ از میزان ضربه پذیری انقلاب از این قضایا ، برای رقبای اصول گرای احمدی نژاد ، بزرگترین پیروزی در جهت سوق دادن افکار عمومی انقلابیون به سوی خودشان می باشد .
در این نزدیک به 8 سال گذشته ، امام خامنه ای به کرات ضمن حمایت های بی سابقه از دولت های نهم و دهم با به کارگیری صفاتی قابل توجه ، به کرات همه را به وحدت و دوری از اختلاف فراخواند . ایشان در چندین نوبت ضمن پرهیز از پرداختن به مسائل جزئی و عدم جریان سازی از سوی مخالفین دولت با حربه ای مانند جریان مشائی ، همه را به اصلی و فرعی کردن موضوعات در ارزیابی دولتهای نهم و دهم فراخواند .
امام خامنه ای ضمنا در نامه ای که برای عدم انتصاب آقای مشائی به معاون اولی صادر نمود ، خطاب به آقای احمدی نژاد فرمودند این انتصاب به مصلحت شما نیست و این عدم مصلحت را حساسیت برخی ساسیون به آقای مشائی دانست .
در این نامه امام خامنه ای از مصلحت آقای احمدی نژاد گفت و نه مصلحت انقلاب و نظام ولی مخالفان نخواستند که مردم به این نکته توجه کنند و این نامه را مخالفت امام خامنه ای با شخص آقای مشائی تفسیر نمودند .
ادامه خصومت های چهره های اصولگرا خصوصا در مجلس هشتم و نهم در حالی صورت می گرفت که دولت و شخص آقای احمدی نژاد در مظلومیت رسانه ای مطلق به سر می بردند . تمامی سایت های جریان اصول گرائی به همراه سایت های ساکتین فتنه و پایگاههای اطلاع رسانی جریان فتنه در یک موضوع مشترک بودند و آن هم حمله به دولت و حاشیه سازی برای شخص رئیس جمهور بود .
سایت های اصول گرای فارس ، جهان نیوز ، مشرق ، الف و سایت های ساکتین فتنه مانند تابناک ، خبرآنلاین ، پارسینه ، فردا نیوز و سایت های فتنه مانند جرس ، کلمه ، انتخاب و...... به همراه صدها سایت و شبکه ماهواره ای دیگر بر علیه دولتی بودند که به دلیل تمرکز بر فعالیت های اجرایی و حجم کارهای پیش رو به هیچ عنوان تمایل به درگیری رسانه ای نداشت و این رهنمودی بود که امام خامنه ای در یکی از جلسات با هیئت دولت در سال 88 به آن اشاره نموده بود .
 امام خامنه ای در آن جلسه دولت را متوجه جریان های حاشیه سازی که  در پی عدم موفقیت دولت هستند ، نموده و دولت را به پرهیز از مشغول شدن به این گونه موارد رهنمون ساخت.
حجم کارهای اجرائی و فشار و سنگینی در وسط میدان بودن از یک طرف و حملات پایان ناپذیر دوستان منافق از سوی دیگر ، باعث گردید تا در جریان یک استیضاح باطل و بی ربط ، خدمتگزار مردم و انقلاب ، اقدام به عملی نماید که باعث رنجش رهبری معظم انقلاب گردد و این همان موضوعی بود که بسیاری ، خصوصا سران غافل اصول گرائی منتظر آن بودند .
آیا آنها توانسته اند در هر سه سطح به موفقیت عملیاتی برسند ؟
آیا این وقایع ، علاوه بر لطمات،  مزایایی هم برای انقلاب خواهد داشت ؟ همان طور که جریان فتنه داشت ؟
جواب این سئوالات در همین روزهای نه چندان دور مشخص خواهد شد .
منتظر می مانیم .


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 28 بهمن 91 09:27
نونهالان قرآنی موسسه بیت الزهرا سلام الله علیها در جشن 22 بهمن

http://s3.picofile.com/file/7659145157/beit22.jpg

http://s1.picofile.com/file/7659146876/beit22_6_.jpg




نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 22 بهمن 91 17:11
در راهپیمائی باشکوه 22 بهمن امسال شهر آران و بیدگل ، کودکان و نوجوانان سوژه دو عکاس بچه های مجمع رهروان وصال ، آقایان مومنی و طاهائی بودند .
39قطعه عکس زیبا از حضور کودکان و نوجوانان در جشن پیروزی انقلاب شهر آران و بیدگل تقدیم شما .


http://s2.picofile.com/file/7652515585/91_11_22.jpg

http://s2.picofile.com/file/7652516448/91_11_22_1_.jpg

http://s2.picofile.com/file/7652517204/91_11_22_2_.jpg

http://s2.picofile.com/file/7652534187/91_11_22_38_.jpg


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 17 بهمن 91 00:25
عکس ، شادی تعدادی از  نمایندگان مجلس شورای اسلامی در روز یکشنبه 15-11-91 را نشان می دهد . اشتباه نکنید ؛ این شادی از سقوط رژیم صهیونیستی نیست ، شادی از یک موفقیت جهانی برای جمهوری اسلامی هم نیست . یعنی در واقع این شادی نیست . این یک سقوط است . مرحوم منتظری اگر ساده لوحانه فریب خورد و پشت به انقلاب و امام کرد ، اهل انقلاب خوشحال نشدند ، اگر موسوی و کروبی سقوط کردند ، از اهل انقلاب کسی برای این خاطر شادی و خوشحالی نکرد و هر چه بود تاسف بود و غصه .
حالا چگونه است که از استیضاح یک وزیر اینگونه سر از پا نمی شناسیم ؟ دولتی که پس از سه سال هجمه به آن و متصف نمودن آن به جریان انحرافی ، همین چند ماه پیش از سوی امام خامنه ای با این جملات از آن تقدیر شد
:
(( در این سالهائى كه دولت نهم و دولت دهم بر سر كار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى كه امام به آن توصیه میكردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه كاملاً برجسته شده: مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى مسئولان، استكبارستیزى، افتخار به انقلابیگرى. یك دوره‌‌اى بر ما گذشت كه اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود؛ سعى میكردند به عنوان یك ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد كنند؛ مقاله مینوشتند، حرف میزدند، گفته میشد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعكس است )) - 2-6-91 - در دیدار رئیس جمهور و اعضای  هیات دولت

اصلا این وزیر نالایق بود . این وزیر ناکارآمد بود که اینگونه نبود و ایشان از شایسته ترین وزرای کابینه بود ، این شادی شما از استیضاح ، فقط و فقط ناشی از هوای نفس شما می باشد، پس شما لیاقت نمایندگی مجلس را ندارید . اگر مردم به شما رای هم داده اند ، ولی والله شما نماینده واقعی انقلاب و نظام نیستید . شما از مردم رای گرفته اید ولی به دنبال منافع مردم نیستید . از دولت برای خودتان دشمن و رقیب ساخته اید که اینگونه احساس پیروزی می کنید .

(( نظارت درست را میشود ترجمه كرد. نظارتِ درست شاخصهائى دارد ....نظارتهائى كه ناشى از نیتهاى نادرست باشد، نظارتِ نادرست است. نظارتهاى جانبدارانه و ضد جانبدارانه، هر دو، نظارتهاى نادرست است. نظارتهائى كه عمق‌یابى نمیكند، نادرست است.)) - امام خامنه ای - 24-3-91 - در دیدار با نمایندگان مجلس نهم

http://s3.picofile.com/file/7645580321/91_11_15.jpg

و این عزیزان چه چیزی را نظاره می کنند و به چه می اندیشند ؟ غصه ، تاسف و خون دل خوردن

http://s3.picofile.com/file/7645581612/91_11_15_2_.jpg

http://s1.picofile.com/file/7645581177/91_11_15_1_.jpg


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 4 بهمن 91 16:18
http://s2.picofile.com/file/7630542575/satari_daftar.jpg

http://s1.picofile.com/file/7630542682/satary_ali_0.jpg

مطلب یادی شهید علی ستاری در چند خط و عکس را در وبلاگ موسسه پزوهش و نشر معارف دفاع مقدس شهرستان آران و بیدگل ببینید

وبلاگ موسسه پژوهش و نشر معارف دفاع مقدس شهرستان آران و بیدگل



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 2 بهمن 91 18:46
.......

آرزو دارم امروز جای یکی از سیاه پوستانی می بودم که از یک اتاقک حقیر و پر از سوسک و مگس در حاشیه یک معدن زغال سنگ واقع در  یکی از ایالت های بسیار فقیر نشین آمریکا ، کاپشن چرمی فرسوده ام را می پوشیدم ، کلاهی کهنه یادگار مانده از بافتنی های مادرم را به سر می کشیدم و همراه با ساندویچی که دخترم دم در آلونک چوبی در جیبم میگذاشت ،  راهی واشنگتن سرد می شدم و آنجا چون زائری دلشکسته به چهره اوباما خیره و اشک می ریختم .

-----------------

با همون زیرپوش و تنبونت زیر کرسی بخواب گردو بشکن بخور و فیلمش را ببین و به به و چه چه کن .

------------------------------------------

خط روشنفکری مریض متولد شده ایرانی را که پیگیری کنی ،اوج ، اوج ، اوجش همین ضرب المثل معروف است :

((مرغ همسایه غاز است ))

و

والسلام

------------------------------------------------------------------------

البته دل که کور شد ، توقعی بیشتر از این  از صاحبش توقع نمی رود .



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 26 دی 91 22:23
حبیب الله عسگر اولادی روز گذشته با حضور در دفتر حزب موتلفه گفت: «بنده نه به عنوان یکی از اعضای حزب موئتلفه و یا اصولگرایان بلکه به عنوان یک رای در هیئت منصفه و یک شهروند، برادر مهدی کروبی و میرحسین موسوی را از فریب خوردگان فتنه می‌دانم و نه مجرم و این موضوع را بلافاصله پس از دیدار با آن‌ها در‌‌ همان سال متوجه شدم......  این که مقامات امنیتی راجع به حصر موسوی و کروبی چه می‌کنند نمی‌دانم اما من به عنوان هیئت منصفه آنها را مجرم در فتنه نمی‌شناسم اما گرفتار در فتنه می‌دانم.  »
--------------


از آقایانی که از انقلابی بودن خسته شده اند و روابط صمیمی و قدیمی شان با شخصیت های سیاسی ارجحیت بر سرنوشت نظام دارد و انقلاب و جمهوری اسلامی را ملک خصوصی خود می دانند و باید به هر طریق و وضعیتی در تصمیم گیریهای کشور دخیل باشند و حضور دیگرانی را که منجر به حذف محافظه کاری آنها می شود ، برنمی تابند ، توقعی بیش از این نیست که اکنون سران فتنه را برادر بخوانند و در پی تبرئه آنها باشند .
این جماعت احمدی نژاد خادم انقلاب و رهبری را خونی ترین دشمن انقلاب می دانند و سران فتنه را برادران متعهد .


بخشی از بیانات امام خامنه ای در باره عبرت های عاشورا و نقش خواص جبهه حق

22 - 4 - 71
عاشورا یك صحنه عبرت است. انسان باید به این صحنه نگاه كند، تا عبرت بگیرد. یعنى چه، عبرت بگیرد؟ یعنى خود رابا آن وضعیت مقایسه كند و بفهمد در چه حال و در چه وضعیتى است؛ چه چیزى او را تهدید مى‌كند؛ چه چیزى براى او لازم است؟ این را مى‌گویند «عبرت».

اوّلین عبرتى كه در قضیه عاشورا ما را به خود متوجّه مى‌كند، این است كه ببینیم چه شد كه پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر صلوات‌اللَّه و سلامه علیه، جامعه اسلامى به آن حدّى رسید كه كسى مثل امام حسین علیه‌السّلام، ناچار شد براى نجات جامعه اسلامى، چنین فداكارى‌اى بكند؟

ما امروز یك جامعه‌اسلامى هستیم. باید ببینیم آن جامعه‌اسلامى، چه آفتى پیدا كرد كه كارش به یزید رسید؟ چه شد كه بیست سال بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان شهرى كه او حكومت مى‌كرد، سرهاى پسرانش را بر نیزه كردند و در آن شهر گرداندند؟!

به‌نظر من این پیام عاشورا، از درسها و پیامهاى دیگر عاشورا براى ما امروز فورى‌تر است. ما باید بفهمیم چه بلایى بر سر آن جامعه آمد كه حسین‌بن‌على علیه‌السّلام، آقازاده اوّلِ دنیاى اسلام و پسر خلیفه مسلمین، پسر على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان شهرى كه پدر بزرگوارش بر مسند خلافت مى‌نشست، سر بریده‌اش گردانده شد و آب از آب تكان نخورد! از همان شهر آدمهایى به كربلا آمدند، او و اصحاب او را با لب تشنه به شهادت رسانند و حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را به اسارت گرفتند!

من یك آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح مى‌كنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن، آن درد را به مسلمین معرفى مى‌كند. آن آیه این است كه مى‌فرماید: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصّلاة واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیّا(1).» دو عامل، عامل اصلى این گمراهى و انحراف عمومى است: یكى دورشدن از ذكر خدا كه مظهر آن نماز است. فراموش كردن خدا و معنویّت؛ حساب معنویّت را از زندگى جدا كردن و توجّه و ذكر و دعا و توسّل و طلب از خداى متعال و توكّل به خدا و محاسبات خدایى را از زندگى كنار گذاشتن. دوم «واتّبعوا الشهوات»؛ دنبال شهوترانیها رفتن؛ دنبال هوسها رفتن و در یك جمله: دنیاطلبى. به فكر جمع‌آورى ثروت، جمع‌آورى‌مال و التذاذ به شهوات دنیا افتادن. اینهارا اصل دانستن و آرمانها را فراموش كردن. این، درد اساسى وبزرگ است. ما هم ممكن است به این درد دچار شویم. اگر در جامعه‌اسلامى، آن حالت آرمانخواهى از بین برود یا ضعیف شود؛ هر كس به فكراین باشد كه كلاهش را از معركه در ببرد و از دیگران در دنیا عقب نیفتد؛ این‌كه «دیگرى جمع كرده است، ما هم برویم جمع كنیم و خلاصه خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجیح دهیم»، معلوم است كه به این درد دچار خواهیم شد.

دنیاى امروز، دنیاى دروغ، دنیاى زور، دنیاى شهوترانى و دنیاى ترجیح ارزشهاى مادّى برارزشهاى معنوى است. این دنیاست! مخصوص امروز هم نیست. قرنهاست كه معنویّت در دنیا روبه افول و ضعف بوده است. پول‌پرستها و سرمایه‌دارها تلاش كرده‌اند كه معنویّت را از بین ببرند. صاحبان قدرت، یك نظام و بساط مادّى‌اى در دنیا چیده‌اند كه در رأسش قدرتى از همه دروغگوتر، فریبكارتر، بى‌اعتناتر به‌فضایل انسانى و نسبت به انسانها بیرحم‌تر مثل قدرت امریكاست. این مى‌آید در رأس و همین طور، مى‌آیند تا مراتبِ پایین‌تر. این، وضع دنیاست.

-----------------------------------------

20 - 3 -75

من یك وقت عرض كردم: جا دارد ملت اسلام فكر كند كه چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر، كار كشور اسلامی به جایی رسید كه مردم مسلمان - از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالمشان، قاضی‌شان، قاری‌شان و اجامر و اوباششان - در كوفه و كربلا جمع شدند و جگر گوشه‌ی پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاك و خون كشیدند؟! خوب؛ انسان باید به فكر فرو رود، كه چرا چنین شد؟

اگر امروز من و شما جلو قضیه را نگیریم، ممكن است پنجاه سال دیگر، ده سال دیگر یا پنج سال دیگر، جامعه‌ی اسلامی ما كارش به جایی برسد كه در زمان امام حسین علیه‌السّلام رسیده بود. مگر این‌كه چشمان تیزی تا اعماق را ببیند؛ نگهبان امینی راه را نشان دهد؛ مردم صاحب فكری كار را هدایت كنند و اراده‌های محكمی پشتوانه‌ی این حركت باشند. آن وقت، البته، خاكریزِ محكم و دژِ مستحكمی خواهد بود كه كسی نخواهد توانست در آن نفوذ كند. و الاّ، اگر رها كردیم، باز همان وضعیت پیش می‌آید. آن‌وقت، این خونها، همه هدر خواهد رفت.

همین‌طور كه برای شما صحبت می‌كنم، پیش خودتان حساب كنید و ببینید كجایید؟ این‌كه می‌گوییم سررشته‌ی مطلب، سپرده به دست ذهن؛ یعنی تاریخ را با قصّه اشتباه نكنیم. تاریخ یعنی شرح حال ما، در صحنه‌ای دیگر

تاریخ یعنی من و شما؛ یعنی همینهایی كه امروز این‌جا هستیم. پس، اگر ما شرحِ تاریخ را می‌گوییم، هر كداممان باید نگاه كنیم و ببینیم در كدام قسمتِ داستان قرار گرفته‌ایم. بعد ببینیم كسی كه مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل كرد كه ضربه خورد؟ مواظب باشیم آن طور عمل نكنیم.

در گروه خواص، باید ببینیم جزو خواصِ طرفدارِ حقّیم، یا از جمله‌ی خواص طرفدار باطل محسوب می‌شویم. این‌جا قضیه برای ما روشن است. خواص جامعه‌ی ما، جزو خواص طرفدار حقّند و در این تردیدی نیست. زیرا به قرآن، به سنّت، به عترت، به راه خدا و به ارزشهای اسلامی دعوت می‌كنند. امروز، جمهوری اسلامی برخوردار از خواصِ طرفدارِ حقّ است. پس، خواصِ طرفدار باطل، حسابشان جداست و فعلاً به آنها كاری نداریم. به سراغِ خواصِ طرفدار حق می‌رویم.

همه‌ی دشواری قضیه، از این‌جا به بعد است. عزیزان من! خواصِ طرفدارِ حق، دو نوعند. یك نوع كسانی هستند كه در مقابله با دنیا، زندگی، مقام، شهوت، پول، لذّت، راحت، نام و همه‌ی متاعهای خوبْ قرار دارند. اینهایی كه ذكر كردیم، همه از متاعهای خوب است. همه‌اش جزو زیباییهای زندگی است. «متاع الحیاة الّدنیا.» متاع، یعنی بهره. اینها بهره‌های زندگی دنیوی است. در قرآن‌كه می‌فرماید «متاع الحیاة الدنیا»، معنایش این نیست كه این متاع، بد است؛ نه. متاع است و خدا برای شما آفریده است. منتها اگر در مقابل این متاعها و بهره‌های زندگی، خدای ناخواسته آن قدر مجذوب شدید كه وقتی پای تكلیفِ سخت به میان آمد، نتوانستید دست بردارید، واویلاست! اگر ضمن بهره بردن از متاعهای دنیوی، آن‌جا كه پای امتحان سخت پیش می‌آید، می‌توانید از آن متاعها به راحتی دست بردارید، آن وقتْ حساب است.

می‌بینید كه حتّی خواصِ طرفدارِ حق هم به دو قسم تقسیم می‌شوند. این مسائل، دقّت و مطالعه لازم دارد. بر حسب اتّفاق نمی‌شود جامعه، نظام و انقلاب را بیمه كرد. باید به مطالعه و دقّت و فكر پرداخت.

وقتی خواصِ طرفدارِ حق، یا اكثریت قاطعشان، در یك جامعه، چنان تغییر ماهیت می‌دهند كه فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌كند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاكمیت باطل را قبول كنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرفداری نمی‌كنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند؛ آن گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام - با آن وضع - آغاز می‌شود. حكومت به بنی‌امیّه و شاخه‌ی مروان» و بعد به بنی‌عبّاس و آخرش هم به سلسله‌ی سلاطین در دنیای اسلام، تا امروز می‌رسد!

باید معلوم شود كه در هر زمان، طبقه‌ی خواص، چگونه باید عمل كنند تا به وظیفه‌شان عمل كرده باشند. این‌كه گفتیم اسیر دنیا نشوند یك كلمه است. چگونه اسیر دنیا نشوند؟ مثالها و مصداقهایش چیست؟

عزیزان من! حركت در راه خدا، همیشه مخالفینی دارد. از همین خواصی كه گفتیم، اگر یك نفرشان بخواهد كار خوبی انجام دهد - كاری را كه باید انجام دهد - ممكن است چهار نفر دیگر از خودِ خواص پیدا شوند و بگویند آقا، مگر تو بیكاری؟! مگر دیوانه‌ای؟! مگر زن و بچه نداری؟! چرا دنبال چنین كارها می‌روی؟! كمااین‌كه در دوره‌ی مبارزه هم می‌گفتند.




نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 24 دی 91 21:44
پست جای یک اسم در دفترچه خالی بود ، با موضوع دفترچه سردار شهید علی صالحی را در وبلاگ موسسه پیگیری کنید .


http://s1.picofile.com/file/7619228381/%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%DB%8C1.jpg


وبلاگ موسسه پژوهش و نشر معارف دفاع مقدس شهرستان آران و بیدگل



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 21 دی 91 13:51
حافظه خوبی ندارم و به ندرت از خاطرات کودکی و نوجوانی و حتی همین چند روز قبل در دهنم می ماند . سه بخش مهم زندگیم یعنی مدرسه و ورزش و جبهه را شاید نتوانم در 10 صفحه بازگوئی کنم ، ولی با این وجود بعضی خاطرات هیچوقت از یادم نمی رود ، مثلا حرفی که آقای اشرف معلم ریاضی کلاس سوم راهنمائی من در سال 60 به من گفت .
آقای اشرف را امروز صبح در خیابان دیدم و عرض ارادت کردم و انگیزه و بهانه ای برای نوشتن این پست.
هر وقت آقای اشرف را می بینم یاد درس نخواندن و فرار از درس خودم می افتم و یا به عکس هر وقت یاد درس نخواندن هایم می افتم بلافاصله یاد آقای اشرف می افتم .
تا کلاس دوم راهنمائی بچه درس خوانی بودم . سال اول راهنمائی من ، مواجه شد با پیروزی انقلاب یعنی سال تحصیلی 57-58 که در مدرسه شهید خدمتی بودیم . سال دوم مدرسه شهید مطهری در منزل آقای صابری یا همان شهرداری سابق بیدگل افتتاح شده بود که به آنجا رفتیم . همین سال پای من به ورزش باز شد و با تنیس روی میز . در همین سال من قهرمان تنیس روی میز دانش آموزی شهر شدم . ورود من به ورزش همان و رها کردن درس و مشق همان . علاوه بر ورزش رفیق بازی هم مزید بر علت شد و علاوه بر اینکه از درس و مشق دور شدم ، موجب آزار و اذیت معلمان مدرسه را هم فراهم می کردم. شلوغ بازی های من در کلاس کنترل را از دست معلمان خارج می کرد و به همین خاطر وقتی آقای غفور معلم ادبیات می آمد سرکلاس اولین کارش این بود که به من می گفت فصل توت و صحراست و اگر می خواهی با دوستان بروی گردش می توانی بروی و من و چندتای دیگر هم از خدا خواسته کیف و کتاب را جمع می کردیم و می رفتیم یعنی اصلا تحمل سرکلاس نشستن را نداشتیم و به همین دلیل مرتب کلاس را بر هم می زدیم با بازیگوشی های مختلف .
یک مرتبه یادم می آید که سر کلاس یکی از بهترین معلمان ، یک جعبه گز را با دوستان تا آخر خوردیم
و پوسته آن را می پیچاندیم و به طرف هم پرتاب می کردم و از اتفاق یکی از انها به سر این معلم خورد و ایشان  بدون آنکه بفهمد چه کسی بود  قهر کرد و  از کلاس رفت  و هنوز که هنوز است هروقت این آقای محترم را می بینم خجالت می کشم .
 از ویژگیهای سالهای اول انقلاب افزایش فعالیتهای فرهنگی و ورزشی در مدارس بود و من حالا که وارد کلاس سوم راهنمائی شده بودم ، در هر سه تیم فوتبال و والیبال و تنیس روی میز مدرسه عضو بودم  . چند ماه که از شروع مدرسه می گذشت ، مسابقات بین مدارس شروع می شد و چون این مسابقات در همان ساعت درسی بود ، دانش آموزان ورزشکار مدرسه اجازه داشتند ، کلاس را رها و بروند برای مدرسه افتخار آفرینی کنند . به همین خاطر من تقریبا طی چندماه و به دلیل اینکه عضو هر سه تیم مدرسه بودم ، هر ساعت منتظر بودم که کی آقای راگردی معلم ورزش درب کلاس را خواهد زد و مرا برای رفتن صدا خواهد کرد .


http://s1.picofile.com/file/7615073973/varzesh.jpg
تیم های والیبال مدارس شهید خدمتی  و  نیکبخت

درست در یکی از همین روزها که درس ریاضی با آقای اشرف داشتیم و من اصلا دلم در درس نبود و هر لحظه منتظر بازشدن درب کلاس و حضور اقای راگردی بودم ، آقای اشرف روبه من کرد و گفت : حالا خیلی خوشحالی که هر روز به بهانه ورزش از کلاس می روی ولی بدان بعدها پشیمان خواهی بود و همین طور هم شد . من که دیگر اصلا در حال و هوای درس خواندن نبودم 2 سال پیاپی در کلاس سوم مردود شدم . برای سومین سال باید می رفتم کلاس شبانه . چون به بنائی علاقه داشتم و صبح ها هم بیکار بودم ، رفتم پیش دست مرحوم شیخ عباس جندقیان که آن روزها مشغول ساختن مسجد امامزاده هادی بودند . تخصص من هم فرقون کشی بود . آن سال با معدل خوبی در کلاس شبانه ، کلاس سوم را پشت سر گذاشتم  و البته ورزش همچنان ادامه داشت.


http://s2.picofile.com/file/7615062896/varzesh_1_.jpg
تیم های والیبال شهرهای آران بیدگل و کاشان در مسابقات آموزشگاههای استان در گلپایگان - حدود سال 1364

علاوه بر افزایش فعالیت های فرهنگی و ورزشی مدارس در سالهای بعد از پیروزی انقلاب ، محیط فرهنگی ورزشی شهر هم دچار تحول شده بود . تیم های ورزشی بسیاری ، توسط نوجوانان تشکیل شده بود . زمین های مسعود آباد شده بود محل بازی و تفریح نوجوانان و جوانان بخشی از شهر . تا قبل از آن خانواده ها اصلا اجازه نمی دادند بچه ها به این اطراف که خارج فضای مسکونی شهر قرار داشت بیایند ولی تحولات اجتماعی آن سالها موجب فعالیت فوق العاده ای در شهر شده بود .  همه براحتی آزادی و امنیت را احساس می کردند . تا قبل از آن ، فضا خصوصا برای نوجوانان عجیب ترسناک بود . یعنی دیدن یک امنیه پاسگاه ژاندارمری از فاصله های دور به جای اینکه موجب آرامش باشد ، ما را وحشت زده می کرد . در همین سالها بود که جمعی از نوجوانان محله فخارخانه تیم فوتبالی  تشکیل دادیم و اسمش  را  گذاشتیم تیم پیروزی . چند سال بعد اسم تیم را تغییر دادیم به نام طالقانی و هنوز هم زمین تمرین و بازی و مسابقات ما همین زمین های مسعود آباد یعنی همین حوالی کوچه بنیاد شهید فعلی در خیابان شهداءبود .
در ماههای برف و بارانی شب جمعه ها که قرار بود فردایش بازی و مسابقه ای داشته باشیم ، تا صبح چندین مرتبه از خواب بلند می شدیم و نگاه به آسمان می کردیم که هوا ابری است یا ستاره . روزهایئ بود که زمین های خاکی مسعود آباد پوشیده از برف بود و با چه سختی از صبح برف ها را از زمین بیرون می ریختیم تا بعدازطهر بتوانیم در آن بازی کنیم .

بعدا نام تیم را از طالقانی به عقاب تغییر دادیم . اینهم عکس هائی از هر سه دوره .

تیم پیروزی
http://s3.picofile.com/file/7615066341/varzesh_3_.jpg

تیم طالقانی
http://s2.picofile.com/file/7615064301/varzesh_4_.jpg


تیم عقاب
http://s1.picofile.com/file/7615067525/varzesh_5_.jpg


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 15 دی 91 12:57
چندی است که برخی از دو اردوگاه دوست و دشمن ، سخن از اجبار به نوشیدن زهر توسط رهبر فرزانه انقلاب امام خامنه ای می نمایند . آنچه در رسانه ها و از زبان دوستان گفته می شود این است که دیگر اجازه نمی دهیم این اماممان را وادار به نوشیدن زهر نمائید و البته و احتمالا منظورشان تحمیل راهکارهای سیاسی در اداره کشور بر ایشان است و آنچه را که دشمنان نام نوشیدن زهر بر آن می نهند ، کوتاه آمدن از مواضع علمی ، نظامی و سیاسی از سوی ایشان است که مشخص ترین آن قطع اجباری فعالیت های هسته ای می باشد .

اما چرا زهر نوشی ؟
آن را که به دشمنی مشهور باشد ، از پی جان حریف سلاح برمی گیرد و رودرو ، رقیب را با زخم شمشیر زمین گیر می کند  ولی آنکه با زهر در پی ستاندن جان کسی است ، در ظاهر ، دشمن شمشیر از نیام کشیده که نیست ، چه بسا که همگان او را از نزدکترین دوستان به شمار آرند . آنچه را که تاریخ از این دوگونه قتل برای ما ذکر کرده ، عموما دلالت بر همین سخن پیش گفته دارد . 
قتل با زهر البته نوشیدن دارد و نوشاندن . نوشیدن آن است که دانسته و ندانسته زهر را می نوشی در حالی که نوشاننده در قامت دوست رخ به رخ نشسته و به رویت لبخندی هم می زند و خود را غافل از این کار نشان می دهد ، اما نوشاندن در خلوت و اجبار از سوی کسی است که او را دوست می پنداشتی و حالا بدون این که بخواهد دیگران از عامل نوشاندن مطلع شوند  ، مجبورت می کند که زهر را بنوشی .
و اما سئوال  . آیا هم اکنون نیز کسانی سعی در نوشاندن زهر به کام رهبر فرزانه دارند ؟ و آیا همیشه این زهر می تواند کشنده باشد و یا پادزهری نیز برای نجات وجود دارد ؟
با اشاره ائی به سابقه تاریخی جمله حضرت امام خمینی (قدس سره) مبنی بر نوشیدن زهر به وضعیت فعلی می پردازم .
اول اینکه با توجه به توضیحات بالا ، چرا حضرت امام از واژه نوشیدن زهر استفاده نموده ؟  و بعد این که از کلمات حضرت امام اینگونه بر می آید که نوع زهر نوشی ایشان ، زهر نوشی آگاهانه بوده . اما از سوی چه کسی ؟
و دیگر اینکه این زهر نوشی به کشتن نیانجامیده و پادزهری نیز داشته است .


1367/4/29 - پیام قبول قطعنامه توسط امام خمینی (قس سره)
((خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده هاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشیده ام، و در برابر عظمت و فداكارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى كنم. و بدا به حال آنانى كه در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایى كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهى تا به حال ساكت و بى تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند! آرى، دیروز روز امتحان الهى بود كه گذشت. و فردا امتحان دیگرى است كه پیش مى آید.....
چه بسا آنهایى كه تا دیروز در برابر این نظام جبهه گیرى كرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حكومت جمهورى اسلامى ایران از صلح و صلحطلبى به ظاهر دم مى زدند، امروز نیز با همان هدف سخنان فریبنده دیگرى را مطرح نمایند، و جیره خواران استكبار، همانها كه تا دیروز در زیر نقاب دروغین صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو كرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند. و ملیگراهاى بى فرهنگ براى از بین بردن خون شهداى عزیز و نابودى عزت و افتخار مردم، تبلیغات مسموم خویش را آغاز نمایند. كه انشاءاللّه ملت عزیز ما با بصیرت و هوشیارى جواب همه فتنه ها را خواهد داد. من باز مى گویم كه قبول این مسئله براى من از زهر كشنده تر است، ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم. ))

1367/4/31 حمله مجدد ارتش بعثی عراق از محورهای کوشک و شلمچه

 

صبح 1367/4/31 - پیام حضرت امام به فرمانده سپاه :
((......فرزندان انقلابى ‏ام، توجه كنید كه امروز روز حضور گسترده در جبهه‏ هاست. فكر نكنید كه دیگر جنگ تمام شده است. خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد كنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست. و اینها تمام حرفهایشان یك فریب است. ما خواستیم به دنیا ثابت كنیم كه صدام معتقد به مجامع بین المللى نیست. و ما تا قبول قطعنامه از سوى عراق جواب دشمنان اسلام را در جبهه‏ ها خواهیم داد ))

با فرمان حضرت امام در کمتر از 24 ساعت رزمندگان مجددا دشمن را وادار به عقب نشینی کردند و سخنگوی نظامی ارتش بعثی طی اطلاعیه ای عقب نشینی خود را اعلام کردند .


1367/5/3 حمله منافقین با همکاری ارتش بعث در جبهه های غرب

1367/5/6 - آغاز عملیات مرصاد
مجددا رزمندگان اسلام در تاریخ 1367/5/6 با آغاز عملیات مرصاد و در عرض 48 ساعت موفق به نابودی نیروهای مهاجم در منطقه شده و افتخاری دیگر آفریدند .

1367/5/6 - پیام تشکر امام از رزمندگان خطاب به فرمانده نیروی هوائی ارتش
(( ...شجاعت شما دل تمامى میهن دوستان و اسلام باوران را شاد كرده است. شما در صحنه‏هاى سخت كارزار به دشمنان میهن عزیزمان آموختید كه دیگر خیال تعرض به كشورمان و مكتب حیاتبخش هم میهنانمان را ننمایند ..
اینجانب دست یكایك شما را مى‏فشارم، و از صمیم جان به شما دعا مى‏كنم. خدا یار و نگهدارتان باد. به امید پیروزى رزمندگان اسلام بر كفر جهانى. والسلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته‏))

از جمله دلایلی که برای پذیرش قطعنامه برای حضرت امام از طرف مسئولین و مشخصا آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ ارائه شده بود ، عدم استقبال نیروهای بسیجی برای اعزام به جبهه بود و از آنجا که حضرت امام بعد از توکل به خداوند ، بیشترین توجه و نقطه اتکایش در طول سالیان انقلاب و دفاع مقدس به مردم بود ، ارائه همین دلیل از سوی مسئولینی که قابل اعتماد حضرت امام بودند ، می توانست حضرت امام را به پذیرش قطعنامه راضی کرده و برای راضی کردن و قانع نمودن رزمندگان و خانواده شهداء از سختی این کار آن را به نوشیدن جام زهر از سوی خود تعبیر نماید.
جام زهری که در فاصله چند روز بعد از آن و با حضور چشمگیر مردم در جبهه ها ، تبدیل به پادزهر  و آرامشی برای حضرت امام شد . حضور مردم پاد زهری برای آن جام زهرآلود بود .
 
اما شرایط فعلی :
آنان که می گویند اجازه نمی دهیم ، بار دیگر جام زهر در کام اماممان ریزند ، در اشتباهند ، چرا که جام زهر در کام امام ریخته شده .
در سرنوشت سازترین سالهای سیاسی انقلاب که می توان نام پیچ تاریخی سیاسی انقلاب را بر آن نهاد و قبل از آن که جماعتی فرصت طلب و  نادم و مرتجع با تابلوی اصلاح طلبی به قدرت برسند ، امام خامنه ای در سخنانی مهم و تاریخی به تبیین نقش خواص در جهت دهی عمومی حرکت مردم پرداختند . خواصی که در همیشه تاریخ خصوصا در جامعه اسلامی به خواص اهل حق و باطل تقسیم شده اند و موثرترین نقش ها را در لحظات سرنوشت ساز بازی کرده اند .
در تعابیر امام خامنه ای تکلیف خواص اهل باطل مشخص است ، و تنها زمانی شخصیتی مانند حضرت امام حسین علیه السلام با آن سابقه و قدر و منزلت با مظلومیت در صحرای کربلا تنها می ماند که خواص اهل حق به وظایف خود عمل که نمی کنند ، هیچ ، موجب گمراهی و ظلالت جامعه نیز می شوند .
و درست به همین دلیل است که می گویم جام زهر نوشانده شده است .
زمانی که خاص ترین یار انقلاب و کسی که همگان او را استوانه انقلاب می دانستند، به بازی های رایج و مسموم سیاسی روی می آورد و تمامی هم و غم و سرنوشت خود را در گرو مخالفت و به زانو در آوردن فردی که نامش از صندوق های رای آمده مصروف می نماید ، آیا این جام زهر نیست ؟
آیا این جام زهر نیست که اینچنین فردی با ادعای دوستی 60 ساله ،  مانند اپوزیسیون مفلوک به انتشار نامه سرگشاده بدون سلام و والسلام به دوست 60 ساله خود اقدام نماید ؟
آیا این جام زهر نیست که وابسته اینچنین شخصیتی ، به عنوان اولین نفر و در اولین دقایق بعد از رای گیری ، فرمان شورش عمومی می دهد ؟
آیا این جام زهر نیست که در زمانی که حیثیت و هیمنه انقلاب در دستان تعدای آشوبگر در کف خیابانها در حال آسیب دیدن است ، اینچنین شخصیتی خود آتش بیار این معرکه شود ؟
آیا این جام زهر نیست ..........
آیا این جام زهر نیست...........
من به جد یقین دارم اگر زمانی خاطرات امام خامنه ای منتشر گردد و یا سئوالی از ایشان در باره تلخ ترین و زهرناک ترین واقعه از ایشان پرسیده شود ، ایشان بعد از واقعه رحلت حضرت امام ، به بی بصیرتی و دنیاطلبی این شخص اشاره خواهد نمود .
آری این زهر نوشانده شد ولی آیا پادزهری داشت ؟
جواب آری است و پادزهر این سم ، حماسه 9 دی 88 مردم ایران بود . آنجا که بصیرت عوام بر غفلت خواص پیروز شد . این روز هیچ وقت از خاطره ها نخواهد رفت . 9دی 88 پادزهر جام بلائی بود که می خواستند با آن خمینی زمان را ناکام از هدایت و رهنمونی صحیح جامعه نمایند .
بازهم جام زهر هائی خواهیم داشت و بازهم پادزهرهای آن را .
درود بر ملت شریف ، قهرمان و نمونه ایران .ای آنانی که ایمان و عشقتان ، باطل کننده کید و مکر دشمنان بوده . بی دلیل نیست که عده ای در داخل و خارج اینچنین از این ملت عصبانید و بر همه چیز آنها می شورند
و بر همه چیزشان خرده می گیرند  . گاهی آنها را توده های ناآگاه می نامند و گاهی آنها را عقب افتاده .
و در پایان این سخن فراموش ناشدنی:
(( ای آمریکا از دست ملت ایران عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر ))


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 26 آبان 91 23:48
واژه و مفهوم آزادی جزو پرمناقشه ترین و پرکاربردترین و در عین حال غامض ترین های جهان امروز و دیروز می باشد . نکته قابل توجه اینکه علیرغم مطالعات و گفته های فراوانی که پیرامون آزادی انجام شده ، هنوز تعریف واحدی که مورد قبول همه باشد از آزادی نشده است .
همین اختلاف در ارائه تعریف از یکسو و اهمیت موضوع از سوی دیگر ، منجر به صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر بعد از جنگ جهانی دوم شد . این بیانیه دارای 30 ماده و 2 میثاق بین المللی است و به تعبیر برخی به عنوان یک سند بین المللی در مقام اجرا الزام آور برای جهانیان می باشد .
از این بگذریم که در پس اهداف طراحان این اعلامیه چه بوده و در طول سالهای بعد از صدور آن چه سوء استفاده هائی از آن شده است و تنها این سئوال را مطرح می کنیم که آیا نویسندگان و تدوین کنندگان این بیانیه صلاحیت ، شایستگی و معلومات لازم را داشته اند که بیانیه ائی را برای یک جهان رنگارنگ از فرهنگ و سیاست بنویسند . در اینجا تنها ماده اول این بیانیه آورده می شود و  چند سوال کوچک از جامع و کامل نبودن آن :
ماده ی ۱

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

سوال :

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده یعنی اینکه پدر و مادرهایشان در زندان نبوده اند ؟ یا اینکه پدر و مادرها به اراده خود صاحب فرزندی شده اند؟ یا نه منظور این است که شخص به دنیا آمده آزادانه تولد خود را انتخاب نموده ؟ اگر اینطور است او که هنوز نبوده که خود انتخاب کند و این مغایر بسیاری از تعاریف مربوط به آزادی است .

همه در حرمت و حقوق با هم برابرند . این جمله به چه معنا است ؟ یعنی یک قاتل با یک دکتر جراح دارای حرمت و حقوقی برابر هستند ؟

عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده است .

پس عقلانیت و وجدان را خود انتخاب نکرده اند که همان یک معنی از آزادی است ، بلکه به آنها داده شده است .

لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند .

لازم است و باید با آزادی که آنها معنی می کنند منافات دارد .

این چند مورد را از اولین ماده اعلامیه حقوق بشر جهانی آوردم و اشکالاتی را هر چند عوامانه بر آن وارد ساختم تا اولا بگویم اینها کسانی نیستند که صلاحیت نوشتن و صدور اعلامیه ائی به این اهمیت و تعمیم دادن آن را به همه جهان داشته باشند و این در حالیست که برخی این بیانیه را از نزول قران کریم نیز فراتر می دانند و دوما اینکه پرداختن به موضوع آزادی را با دیدی عمیق تر و جدی تر دنبال نمائیم .

 


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 23 آبان 91 23:00
هنگام داخل باش ، دژبان های بعثی وحشیانه با کابل و باتوم به جان بچه ها افتادند . .........هنگام داخل شدن پای یکی از اسرا در این شلوغی و فرار از ضربات کابل به پای مجروحم خورد و از شدت درد بیهوش شدم . وقتی به هوش آمدم در گوشه ی راهرو دراز کشیده بودم .......
.......
ترابعلی گفت :
کارتون می خوای چه کار ؟
گفتم :لازمش دارم .
......
توالت پر از مدفوع بود . با قرار گرفتن کارتن روی سنگ توالت لباس ها و بدنم کمتر کثیف می شد . با کمک ترابعلی خودم را از کمر به پائین داخل توالت کشیدم . پاهایم داخل توالت بود و از شکم به بالا بیرون توالت بودم . ترابعلی گریه اش گرفت و گفت : سید با این بوی بد چطور شب را تا صبح سر می کنی ؟
گفتم : این بوی بد دردش از لگد شدن پای مجروحم در سلولی که بعثی ها برایمان درست کرده اند ، کمتره .
-----------------
چند سطری از نوشته های سراسر دردناک حال و روز بچه ها در اسارت بعثی ها در کتاب پائی که جا ماند .
بخوانید این کتاب . حزب اللهی و سبز و این وری و اونوری و همه بخوانند . بازجو بخواند ، زندانی بخواند و خلاصه همه بخوانند و بعد مقایسه کنند رفتار رزمندگان با اسرای عراقی را .
رزمنده بسیجی که در گرما و تشنگی آب قمقمه اش را می داد به اسیر عراقی ، مجروح عراقی را فورا پانسمان می کرد ، هیچ وقت به اسیر اهانت نمی کرد . اسیری که تا دقایقی قبل از اسارت به قصد کشتن آتش بر سر همان بسیجی می ریخت . اما حالا دیگر او اسیر بود و بی سلاح . و البته در این میان استثناهائی هم بود . کسی که برادرش به دست عراقی ها به شهادت رسیده بود ، در گوشه ای انتقامی از اسیری می گرفت . اما این موارد اینقدر به ندرت اتفاق می افتاد که اصلا در آن صحنه خون و آتش قابل توجه نبود .
 ولی هیچوقت هیچ اسیر عراقی و بعثی را آن هم در آن لحظات اولیه اسارت هیچ کس شکنجه نکرد . و بالعکس شکنجه و حقارت و درب و داغان کردن اسرای ایرانی توسط بعثی ها یک قاعده و اصل بود و استثناهای آن هم اینکه یک سرباز و درجه دار شیعه در میانشان پیدا شود و مقداری آب به یک اسیر بدهد .
-------------
مرگ یک وبلاگنویس در زندان ، این روزها خبر بسیار بد و تاسف باری است . می گویند بر اثر ضرب و شتم از دنیا رفته . اگر اینطور است نکنید اینطور . اگر این متهمان امنیتی از بعثی ها هم بدتر هستند که برخی هستند ، نگذاریذ این استثناآت اینچنینی پیش بیاید .  بر اساس قانون و حقوقش رفتار کنید ، به آنها اهانت نکنید ، آنها زندانی و دستشان از همه جا کوتاه است . حتی اگر حکمشان هم اعدام است ، با آنها رفتاری خارج از انسانیت و قانون انجام ندهید .خرد و تحقیرشان نکنید ، خانواده هایشان به مشقت و زجر اضافه نیفتند . آقای بازجو و بازپرس ، شما بازجو و بازپرس در نظامی هستید که مهربانترین و بهترین انسانهای آن شهادت را انتخاب کردند ولی لحظه ای در مواجه با دشمن انسانیت را فراموش نکردند . گفتم هر چند برخی از اینها از بعثی های زمان جنگ هم بدتر هستند ، چون بعثی ها با ما اشتراک زبانی و نژادی و مذهبی و سرزمینی نداشتند و آمده بودند برای نابودی جمهوری اسلامی ولی اینها که قلم به دست گرفته اند و تحت عنوان وبلاگ نویس به جان نطام جمهوری اسلامی می افتند ، مال این آب و خاکند و خیانت شان بسی افزونتر از بعثی هاست .
اما باز هم در مواجه با آنها به هنگام زندانی بودن ، با مهربانی رفتار کنیم و انسانیت را فدای لحظات هیجانی بازجوئی نکنیم .



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 19 آبان 91 21:40
در عالم سیاست ، هیچوقت باطن و خواسته واقعی سیاسیون را از واژه هائی که صادر می کنند نمی توان یافت و یکی از واژه های مورد استفاده این روزها ، تشکیل دولت وحدت ملی است .
این لفظ ، واژه و تعبیر ، هر چند ظاهری معمولی و شاید خوشایند دارد ، ولی قصد و غرض نهانی استفاده گنندگان این روزهای آن ، چیز دیگری است .
ارائه دهندگان این شعار ، اوضاع کشور را در بحرانی اعلام می کنند که تنها راه  خروج از این بحران و نجات ملک و ملت را در توان خود می دانند .
چهره های شاخص استفاده کننده از این عبارت ، جزو کسانی هستند که در چند سال گذشته و خصوصا از زمان فتنه 88 به بعد عمدا و سهوا ، یا با سکوت و یا با محاسباتی اشتباه ، هر روز فاصله خود را با مسیر اصیل انقلاب ، که همان مسیر امام و رهبری است ، زیاد نموده و کماکان اصرار به درستی جهت و مسیر خود می نمایند . ادعای میراث داری انقلاب در هر شرایطی را دارند . از یکسو برپا بودن این نظام را خواستارند و نه نظامی که بیاید و آنها را به پای چوبه دار ببرد و از سوئی دیگر ، رسالت انقلابی و اسلامی نظام را پایان یافته می دانند و به تعبیری از انقلابی گری خسته شده اند . می خواهند بستگان و نوادگان و در کل هزاردستانشان بر مملکت سیطره داشته باشند و به همان آقائی و دراز و کوتاه شدن دیگران در برابر خودشان قانعند ، با شعار تنش زدائی در سیاست خارجی به سوی یک بندگی و اسارت جدید برای ملک و ملت می روند و بدشان نمی آید ، سالهای شعارها و ژست های انقلابی گری و سلطه ستیزیشان به فراموشی سپرده شود .
اینها کسانی هستند که با اراده خود عملا از کشتی انقلاب پیاده شده اند و خود نمی دانند .
کسانی ادعای تشکیل دولت وحدت ملی را سرمی دهند  که در 7 سال گذشته لحظه و آنی ، برای شکست دولت منتخب ملت کوتاهی نکردند . این تلاش برای شکست و به تعبیری افتضاح دولت منتخب مردم ، حتی اگر به مخاطره افتادن اصل انقلاب هم منجر می شد ، نه تنها برای آنها اهمیتی نداشت ، که آن را افتخاری بزرگ برای خود به حساب می آورند . در این سالها کوچکترین قدم و حرکتی که نشان دهنده  همراهی و مساعدت برای رفع مشکلات مردم باشد را از خود بروز ندادند . اگر عصبانی از رای مردم شدند ، آنها را توده های عوام و جامعه را جامعه پوپولیستی خواندند و هرجا خواستند بر رای مردم اثر بگذارند خود را فدائی ملت و منجی کشور نمایاندند .

نتیجه اینکه شعار دولت وحدت ملی مدعیان= ما به عنوان منجیان کشور و ملت تنها گزینه صلاحیتدار رهبری و هدایت جامعه هستیم .

 دولت وحدت ملی  = رفوزه های اردوگاه اصولگرایان +مطرودین اردوگاه اصلاحات


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 12 مهر 91 22:20
مریم سلام ،
هاجر خیلی آرزوی دیدار امام خامنه ای را داشت و دارد ولی تو از او جلو زدی و امروز در جمع نخبگان کشور سعادت دیدار امام خامنه ای نصیبت شد . زیارتت قبول و خوشا به حالت که از نزدیک سیمای با وقار و نورانی ولی امر مسلمین جهان را دیدی که دیدنش دل را آرام و روح و روان را جلا می دهد . پاینده و پوینده راه و مرامش باشی .انشاالله .

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/21041/C/13910712_0921041.jpg


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 31 شهریور 91 20:22
باز هم 31 شهریور و سرآغاز هفته دفاع مقدس . در این پست گزیده ای ازدو پیام تاریخی امام خمینی (ره) در سال 1367 که در روزها و ماههای بعد از پایان جنگ و در ارتباط با حقانیت آن دوران است آورده می شود .

پیام [به ملت ایران در سالگرد كشتار خونین مكه (قبول قطعنامه 598)]
زمان: 29 تیر 1367/5 ذى الحجه 1408.
مكان: تهران، جماران.
موضوع: سالگرد كشتار خونین مكه و قبول قطعنامه 598


امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‏ ها و مرفهین بى ‏درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزیزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‏ اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمین را نموده‏اند مى ‏بوسم؛ و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه‏ هاى آزادى و كمال نثار مى‏ كنم. و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض مى‏ كنم: خداوند آثار و بركات معنویت شما را به جهان صادر نموده است؛ و قلبها و چشمان پرفروغ شما كانون حمایت از محرومان شده است و شراره كینه انقلابى ‏تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است‏.
ملت عزیز ما كه مبارزان حقیقى و راستین ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دریافته ‏اند كه مبارزه با رفاه طلبى سازگار نیست؛ و آنها كه تصور مى‏ كنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بیگانه‏ اند. و آنهایى هم كه تصور مى‏ كنند سرمایه داران و مرفهان بى ‏درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه مى‏ شوند و به مبارزان راه آزادى پیوسته و یا به آنان كمك مى‏ كنند آب در هاون مى ‏كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبى، بحث دنیاخواهى و آخرت جویى دو مقوله‏ اى است كه هرگز با هم جمع نمى ‏شوند. و تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بى ‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در یك تشكیلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق كاخهاى سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینى آغوش و سینه خویش را براى تیرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشكهاى دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درك شهادت روزشمارى مى‏ كند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى ‏شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادى ‏مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم‏.
اذناب امریكا باید بدانند كه شهادت در راه خدا مسئله‏ اى نیست كه بشود با پیروزى یا شكست در صحنه‏ هاى نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگى و سیر و سلوك در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بكشانیم كه بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهاى دیگر آزاد شد. تمامى اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده كردن اهداف بین الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى‏ گوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملكت با كسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم. پس‏اى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسیجى ‏ام، واى نیروهاى مردمى، هرگز از دست دادن موضعى را با تأثر و گرفتن مكانى را با غرور و شادى بیان نكنید كه اینها در برابر هدف شما به قدرى ناچیزند كه تمامى دنیا در مقایسه با آخرت ..


همه مى ‏دانند كه ما شروع كننده جنگ نبوده ‏ایم. ما براى حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع كرده‏ایم. و این ملت مظلوم ایران است كه همواره مورد حمله جهانخواران بوده است؛ و استكبار از همه كمینگاههاى سیاسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله كرده است‏
نكته مهمى كه همه ما باید به آن توجه كنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كىْ و تا كجا ما را تحمل مى‏ كنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزى جز عدول از همه هویتها و ارزشهاى معنوى و الهى ‏مان نمى‏ شناسند. به گفته قرآن كریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمى‏ دارند مگر اینكه شما را از دینتان برگردانند

در آینده ممكن است افرادى آگاهانه یا از روى ناآگاهى در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند كه ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد. اینها یقیناً از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بیخبرند و نمى ‏دانند كسى كه فقط براى رضاى خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگى نهاده است حوادث زمان به جاودانگى و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه‏اى وارد نمى ‏سازد. و ما براى درك كامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانى را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه كرده است. خون شهیدان براى ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا مى ‏داند كه راه و رسم شهادت كور شدنى نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند كه به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت‏ مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان كه در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایى كه این گوهرها را در دامن خود پروراندند!.
خداوندا، این دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏ اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشیده ‏ام، و در برابر عظمت و فداكارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏ كنم.
و بدا به حال آنانى كه در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایى كه از كنار این معركه بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهى تا به حال ساكت و بى‏ تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند!.
آرى، دیروز روز امتحان الهى بود كه گذشت. و فردا امتحان دیگرى است كه پیش مى ‏آید. و همه ما نیز روز محاسبه بزرگترى را در پیش رو داریم. آنهایى كه در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلى از اداى این تكلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور كرده ‏اند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفته‏ اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگى كرده ‏اند كه حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند كشید. كه من مجدداً به همه مردم و مسئولین عرض مى ‏كنم كه حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بى‏ هنر امروز و قاعدین كوته نظر دیروز به صحنه‏ ها برگردند ..
من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش مى‏ كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشكسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند.
در این روزها ممكن است بسیارى از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها كنند. هر چند این مسئله به خودى خود یك ارزش بسیار زیباست، اما اكنون وقت پرداختن به آن نیست. چه بسا آنهایى كه تا دیروز در برابر این نظام جبهه گیرى كرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حكومت جمهورى اسلامى ایران از صلح و صلح طلبى به ظاهر دم مى‏ زدند، امروز نیز با همان هدف سخنان فریبنده دیگرى را مطرح نمایند؛ و جیره خواران استكبار، همانها كه تا دیروز در زیر نقاب دروغین صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو كرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند. و ملی گراهاى بى ‏فرهنگ براى از بین بردن خون شهداى عزیز و نابودى عزت و افتخار مردم، تبلیغات مسموم خویش را آغاز نمایند. كه ان شاء اللَّه ملت عزیز ما با بصیرت و هوشیارى جواب همه فتنه‏ ها را خواهد داد .



 پیام (منشور روحانیت) [به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه وجماعات (منشور روحانیت)].
زمان: 3 اسفند 1367/15 رجب 1409.
مكان: تهران، جماران.


هر روز ما در جنگ بركتى داشته‏ ایم كه در همه صحنه‏ ها از آن بهره جسته‏ ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده ‏ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ ایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران كنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‏ ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‏ ایم كه باید روى پاى خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستیم، ما در جنگ ریشه ‏هاى انقلاب پر بار اسلامى ‏مان را محكم كردیم، ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد یكایك مردمان بارور كردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه علیه تمامى قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال مى ‏توان مبارزه كرد، جنگ ما كمك به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد كه تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند، جنگ ما بیدارى پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود كه صنایع نظامى ما از رشد آنچنانى برخوردار شد و از همه اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت.
همه اینها از بركت خونهاى پاك شهداى عزیز هشت سال نبرد بود، همه اینها از تلاش مادران و پدران و مردم عزیز ایران در ده سال مبارزه با امریكا و غرب و شوروى و شرق نشأت گرفت. جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. چه كوته نظرند آنهایى كه خیال مى كنند چون ما در جبهه به آرمان نهایى نرسیده ‏ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگى و صلابت بیفایده است! در حالى كه صداى اسلامخواهى افریقا از جنگ هشت ساله ماست، علاقه به اسلام شناسى مردم در امریكا و اروپا و آسیا و افریقا یعنى در كل جهان از جنگ هشت ساله ماست ..
من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیلهاى غلط این روزها رسماً معذرت مى ‏خواهم و از خداوند مى‏ خواهم مرا در كنار شهداى جنگ تحمیلى بپذیرد. ما در جنگ براى یك لحظه هم نادم و پشیمان از عملكرد خود نیستیم. راستى مگر فراموش كرده‏ ایم كه ما براى اداى تكلیف جنگیده‏ ایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز كه احساس كرد كه توان و تكلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان كه تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتى هم كه مصلحت بقاى انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل كرده است، آیا از اینكه به وظیفه خود عمل كرده است نگران باشد؟ نباید براى رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده ‏ها به گونه‏ اى غلط عمل كنیم كه حزب اللَّه عزیز احساس كند جمهورى اسلامى دارد از مواضع اصولى ‏اش عدول مى‏ كند. تحلیل این مطلب كه جمهورى اسلامى ایران چیزى به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستى نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمى‏ شود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمى ‏شود كه ما از اصول خود عدول كنیم. همه ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفه‏ ایم نه مأمور به نتیجه.



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: 17 شهریور 91 00:43
با سلام خدمت جناب آقای منصوری نماینده محترم شهرستان های آران و بیدگل و کاشان در مجلس شورای اسلامی ؛

آیا نظرات فعلی و صریح شما در باره دولت نهم و دهم ، در زمان تبلیغات و کاندیداتوری هم در ذهن شما بوده ؟ یا با ورود به مجلس ورود به بازی قدرت  را در گرو مخالفت با دولت دانستی ؟ در دوران مبارزات انتخاباتی مهمترین مسئله جهت گیری کاندیداهای نمایندگی در رابطه با دولت منتخب ملت بود . اگر نظرات سابق شما همین بوده  ، ایکاش همان زمان هم به همین صراحت مطرح می کردی تا تکلیف رای دهندگان به خودت را مشخص می کردی . به همین دلیل عدم صداقت شما خیلی زود مشخص شد ، پس تا خیلی دیر نشده من هم با تاسی به سرعت عمل شما در موضع گیری و مشخص شدن جهت گیری سیاسی تان ، و ورود شما به باند قدرتمداران بی بصیرت و ساکتین فتنه مستقر در مجلس که اتفاقا نمره ضعیفی از سوی امام خامنه ای به کارنامه مجلسیشان گرفتند  ، شخصا رای خودم را از شما باز ستاندم .شاید خیلی های دیگر هم مثل من اگر از مواضع واقعی شما خبر داشتند به شما رای نمی دادند و این یعنی عدم ورود  شما به مجلس . حال خودتان قضاوت بفرمائید با چه قیمتی به کسب آرا پرداخته اید ؟
 والسلام


تعداد کل صفحات : 15 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
جستجو در وبلاگ
درباره من
جبهه جهانی بیداری و مقاومت اسلامی
الجبهة العالمیه الصحوة و المقاومة الإسلامیة
World Front Awakening and Islamic resistance
دوستان
لینک های مفید
فروشگاه مجله و کتاب الکترونیکی کیوسک 724
گالری والپیپر و عکس پس زمینه والپیپرهای ایرانی
قالب های حرفه ای وبلاگ
مجله تفریحی سرگرمی جزیره نشین
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :